azarel

تاریخ فرهنگ

 

جنایات ارامنه در آذربایجان:

 سندی که در زیر آورده شده است، بخشی از دست نوشته های مرحوم میرزا ابوالقاسم امین الشرع خوئی درباره جنایت، خیانت ارامنه، در استان آذربایجان به رهبری مارشیمون، سیمیتقو و اقبال السلطنه علیه اهالی تورک و ترقی خواه منطقه است0 با توجه به اینکه کتاب حاضر در اواخر عهد امپراطوری قاجار به نگارش درآمده است0

امید است که این سند ارزشمند و تاریخی و شواهد مستند، بصورت شایسته ای در جهت شناخت هرچه بیشتر ارامنه، مورد استفاده دانش پژوهان، موحققین جامعه شناس و تاریخ ملی گرا قرار گیرد تا بهتر بتوانند مارکسیست ها و دشمنان قسم خورده این سرزمین عزیز را بهتر بشناسند0 برای باز نویسی تاریخ ملتی که به رغم مظلومیت هایش، آماج تبلیغات دروغین و مسموم تاریخ نگاران مارکسیستی و بیگانه پرستان قرار گرفته اند0(1)

مقدمه:

نوشته حاضر بخش از یاداشتهای امینالشرع خویی است0 این بخش اختصاص دارد به گزارشها و وقایع جنایات وحشیانه ارامنه و اسماعیل سیمیتقو و سردار ماکو درآذربایجان غربی روی داده است0 این وقایع یکی از حوادث مهم تاریخی خون بار آذربایجان بعد از انقلاب مشروطیت میباشد که در اثنای جنگ جهانی اول درسال 1296 شمسی اتفاق افتاده است0 وقایع شامل چند فصل است0

1ـ تهاجم ارامنه: شرح این واقعه چنین است که ارامنه مقیم ترکیه که در اصلاح محلی«جلو» خوانده میشوند در جنگ جهانی اول که قصد ضربه زدن به سپاه عثمانی در داخل خاک کشور عثمانی را در سر داشتند0 حکومت عثمانی به محض دریافت اطلاع از این برنامه  گوشمالی سختی به آنها داده و مهمانان مزدوران به انگلستان را سر جایشان می نشاند0 باقی این نژاد مزدور فرار را بر قرار ترجیح داده و به کشور ایران، آنهم در نواحی آذربایجان وارد گردیده و از سوی اهالی خون گرم و مهمان نواز مورد استقبال قرار می گیرند و با کمک بشر دوستانه این افراد در این منطقه ساکن میگردند0 نژاد ارمنی که هوای خود مختاری واستقلال و تجزیه و زیر دست قرار دادن نژاد آریایی در سر داشتند به محض استقرار در این مناطق دست به تشکیل واحد های نظامی می زنند و با کمک تسلیحاتی انگلیس و روسیه سپاهی حدود ده هزار نفر تشکیل می دهند0 با توجه به ناتوانی و عدم امنیت از طرف حکومت مرکزی در دوران قاجاریه، ارامنه هیچ مانعی در اجرای نقشههای شوم خود نمیدیدند0 به همین جهت در اسفند سال 1296 شمسی، ارومیه را اشغال کردند0 کسروی در تاریخ هیجده ساله آذربایجان درباره قتل عام شهروندان ارومیه در زمان اشغال بدست ارامنه مینویسددرست 33 روز از اول دعوا گذشته بود،اهالی شهر توی خانهها با هزاران مصائب از بیآذوقگی و نا امنی و فقدان خویشان و نزدیکان خزیده و از هیچ جا خبر نداشتند0 یک دفعه صبح روز چهارشنبه آخر سال که در همه ولایات ایران جشن و سرور است، لجام گسیختگان [جلو] به محلات رو آورده و مسیحی یان دیگر نیز که پی بهانه میگشتند،با جلوها داخل خانهها شده و درها را شکسته و پشت بامها را گرفته و بی آنکه از کسی مقاومت ببینند دختران خردسال و بچهها و مردان و زنان را در اطاقها و دهلیزها و پشت بامها هدف گلوله نمودند0 واقعاً امروز مصیبت عظیمی بوده، نه پناهگاهی نه مفری، همین که اهالی این دربند از کوچه یا از پشت بامها به آن دربند فرار میکردند پس از ده دقیقه مسیحیان همان دربند را نیز میگرفتند و اینها را با آنها در یک جا میکشتند0 در این قتل عام قریب ده هزار نفر از مسلمانان کشته و به عمامه داران از ملاها و سادات ابقا نکردند و عدۀ زیادی از سادات وعلمای بنام را کشتند0 از عمامه داران مشهور که امروز در خانههای خود کشتند: ملا علی قلی با دوپسرش،میرزا محمود،میرزا عبدالله و عروس او، زن میرزا محمود را نیز روی جنازه شوهرش کشتند، صدرالعلمای محله علی شهید،حاج میرعلی اصغر، حاج میر بیوک آقا،ثقهالاسلام ارومی، آقا میرزا صادق،‌‌ آقا میرزا ابراهیم مجتهد، حاجی ملا اسماعیل عیسالو، که سرش را گوش اندر گوش بریدند، آقا میرزا جلال روضه خوان مدیر مدرسه جلالیه، ملا علی روضه خوان معروف به قوجه نوکر، میرزا احمد روضه خوان یورتشاهی، ملا سیفالله نامی را کشتند0 جنایات اسماعیل سیمیتقو: هجوم ارامنه به آذربایجان غربی با کمک نیروهای عثمانی دفع گردید0 بعد از آن نیروهای عثمانی چند ماه این منطقه را در تصرف خود داشتند وسازمانی به نام «اتحاد اسلام» برای وحدت میان مسلمانان این منطقه و سرزمین عثمانی ایجاد کردند0 با آغاز جنگهای میان عثمانی و دول اروپایی نیروی عثمانی این منطقه را تخلیه کردند0 بعد از خروج سپاه عثمانی، اسماعیل سیمیتقو که از پیش نیروهای شورشی چندی را در اختیار داشت، با گسترش و تجدید قوا، شهرهای سلماس و ارومیه را اشغال کرده و طی چند سال مناطق اطراف آن از قبیل خوی، طسوج و مهاباد را همواره مورد تاخت و تاز خود قرار دادند0 در این مدت درگیریهای متعددی میان قوای دولتی و نیروهای سیمیتقو رخ داد[نیازی به تکرار آنها دراین مقدمه نیست]0 در اینجا باید افزود که تاخت و تاز سیمیتقو از سال 1298 شمسی آغاز و پس از شکست او در سال 1301 پایان یافت0 اسماعیل سیمیتقو در سال 1309 به دستور رضاشاه دستگیر و اعدام شد0

2ـ جنایات سردار ماکو: در دوران تاخت و تاز سیمیتقو، حفاظت شهر خوی و حومه به ناچار به سردار ماکو مرتضی قلی خان اقبال السلطنه ماکویی فرزند تیمور خان اقبال السلطنه واگذار گردید0 [مؤلف جنایات و تجاوزات و کشت و کشتار و غارت سپاهیان سردار را در این مدت در خوی به خوبی شرح داده است0 باید افزود که سردار ماکو پس از دستگیری و بازداشت در تبریز در سال 1302 شمسی در زندان تبریز در سن شصت سالگی مرد و حکومت خوانین ماکو پایان یافت0 امینالشرع که خود در این وقایع یکی از سران صاحب نفوذ مسلمانان در خوی و سلماس بوده و در مبارزات نیز شرکت داشته، در نوشته حاضر بسیاری از جزئیات این جنگها را که خود شاهد آن بوده ضبط کرده که در هیچ منبع دیگری ذکر نشده است و از این جهت نوشتة وی حائز اهمیت زیادی دارد0 امید است که انتشار این نوشته بتواند یکی از جنایات وحشی یانه ارامنه در طول تاریخ بر این سرزمین و شهروندان آن آمده است را بازگو نماید و ایرانیان وطن پرست را با توطئهها و جنایات ارامنه و خارجیان چه در گذشته و حال علیه آنان جریان داشته است و مورخین مارکسیستی که در شعارهای شان سر می دهند که این فارسها هستند که نژادهای دیگر ایران را استثمار می ـ کنند و با تجزیه این سرزمین می خواهند جلوی استثمار را بگیرند بهتر آشنا گرداند0

فصل اول: تجاوزات ارامنه:

 

1ـ در بدو شروع توطئه ارامنه علیه مسلمانان در ارومیه، و عواقب کارهای آن سامان نخست باید دانست که مارشمون نام، رئیس روحانی نژاد ارمنی، و به زعم خود ایشان از نسل حضرت شمعون ابنالصفا بوده که از حواریین « حواریون» حضرت مسیح است0 این جماعت چندان به این شخص معتقد بودند که وی را از همه چیز آگاه و بر همة سرائر« رازها» و واقعیات پنهانی و غیر پنهانی عالم خبردار میدانستند و گمان داشتند که ایشان در هر حال و کاری بوده باشند و هر کجا هستند بر مارشمون جزئی و کلی پوشیده نبوده و وی بر حال و ضمیر هر احدی از آنها دانا و بینا است0 حقیر وی را در خوی بدیدم و به دیدنش برفتم0 شخصی بود خوش سیما و سفید چهره و آثار ریاضت کثیر از بشرهاش هویدا بود0 مانند درویشها بر سرش چهل تاری بر روی تاج پیچیده داشت0 میگفتند که اغلب اوقات خود را به ریاضت و ترک حیوانات و اربعین یات میگذرانید و خود مدعی بود که در زمان خلافت امیرالمؤمنین علی- علیهالسلام- آن حضرت با نصاری عهد و پیمانی بسته و جزیهای بر ایشان نهاده و همان عهدنامه در جلد اَهو با خط کوفی مخصوص، که کاتب علی امیرالمؤمنین(ع) نوشته هم در دست و مخزن در کلیسان بزرگ ایشان موجود است0 و از قدیمالایام جمع کثیری از ارامنه در بخشهای ارومیه سکونت داشته و در ظاهر تابع دولت ایران بودند و هکذا در خسرو آباد سلماس که قصبهای بود همة اهلش ارمنی بودند و در آنجا امریکاییها کلیسای بزرگی بنا نهاده و در آن کلیسا ناقوس آویخته و پیانو که به اصطلاح ما ارغنون گویند هم درآن کلیسا آورده و مکتب خانة بسیار ممتازی به راه انداخته بودند و همیشه جمعی از خوانین فرنگ در خدمت انگلیسیها و تعلیم اطفال ارامنه، مراقبت تمام را داشتند و حضرات مسیحیها اعنی پور و توستانی های ایشان ذکر و عبادت را با ارغنون مینمایند،همچنانچه صوفیه و عامه نیز در حین ذکر و عبادت را با ارغنون مینمایند،همچنانکه صوفیه و عامه نیز در حین ذکر جلی دف و دایه و صورنا مینوازند0

بعد از آمدن روسها به ایران، حقیقتاً ارامنه جان تازهای پیدا کرده و جسارتی خارج از اندازه یافته بودند0 چه در عالم خیال دیگر مملکت را مخصوص خودشان میپنداشتند و از آنجایی که بالخصوص این جماعت بیگانه پرست عموماً مردمان عاقل و در امور دنیا بصیرت و جدیت و فعالیتی را دارا هستند0 لهذا جماعت ارمنی با وجود اختلافات مذهب و مخالف شدید با ملیت ایران که دارند اظهار اتحاد کرده و دست به دست هم داده و هر دو گروه به منزله یک گروه شده بودند0 با وجودی که اختلاف فرقه ای مذهبی در میان این دو گروه بسیار است و هر یک دیگری را بر باطل میدانند0 بر خلاف مسلمانان که از برای خودشان چندین مذاهب و مسالک مختلفه درست کرده و ابداً با همدیگر ملاحظه جنبش و اتحاد اسلامی [138 الف] نکرده و از منافع اتفاق و اتحاد پیوسته بینصیب و بی بهره ماندهاند0 از این جهت ذلیل و زبونترین اهل عالم واقع شده و هیچ وقت نمیتوانند که کاری از پیش ببردند0 کانه این فقره در حقیقت سوء القضائی است که در حق اسلامیان از اول به قلم قضا رفته است0 چه حسا منافع اتفاق و دست به دست دادن را در خارجهها در این جزء زمان میبینیم0 با همه اینها باز در مواقع این صفت نفاق همچون سرافعی از سینه اسلامیان نمودار میشود و کارها به فوت میرود و شعر را:

دولت همه ز اتفاق خیزد                         بی دولتی از نفاق خیزد

+ نوشته شده در  جمعه 7 اسفند1388ساعت 8:24  توسط ایلقارحسن بیگلو  |