این نمونه یکی از صدها نمونه خیانتی است که ارمنی ها به کشورشان ایران کردند:

 

جاسوس افسانه ای شوروی در ایران، درگذشت

گئورگ وارطانیان با نام مستعار امیر، که سال ها جاسوس اتحاد جماهیر شوروی در ایران بود و از او با نام مامور "افسانه ای" یاد می شد، عصر سه شنبه ۲۱ دی در سن ۸۸ سالگی در بیمارستانی در مسکو درگذشت.

دیمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه در پیامی، آقای وارطانیان را "شخصیتی درخشان و یک وطن پرست واقعی" خوانده است.

گئورگ وارطانیان در تعدادی از ماموریت های دشوار و تاریخی از جمله در تامین امنیت جلسه سران متفقین در تهران حضور داشت.

کنفرانس تهران از ۶ تا ۹ آذرماه ۱۳۲۲ (۲۸ نوامبر تا اول دسامبر ۱۹۴۳) در این شهر محرمانه برگزار شد.

آقای وارطانیان در زمان حضور ژوزف استالین، وینستون چرچیل و فرانکلین روزولت در این کنفرانس در حالی که ۱۹ سال داشت، موفق شد طرح آلمان نازی برای ترور این سه رهبر برجسته را خنثی کند.

جاسوس شوروی رتوطئه ترور رهبران متفقین را در تهران خنثی کرده بود

رقیب آقای وارطانیان در آلمان نازی، جاسوس شماره یک این کشور به نام اوتو اسکورزنی بود که شخصا از آدولف هیتلر فرمان می گرفت.

جاسوسی برای شوروی در یک خانواده ارمنی

گئورگ وارطانیان هفدهم فوریه سال ۱۹۲۴ در یک خانواده ارمنی متولد شد.

پدرش هم مامور اطلاعاتی شوروی بود.

گئورگ در ۱۶ سالگی همکاری با سرویس اطلاعاتی شوروی را آغاز کرد.

زمانی که بریتانیا در جریان جنگ جهانی دوم مدرسه جاسوسی در تهران تاسیس کرده بود، آقای وارطانیان توانست وارد این مدرسه شد و با نفوذ در آن، فارغ التحصیلان مدرسه را که برای انجام ماموریت قرار بود به منطقه قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی اعزام شوند، شناسایی کرد.

وارطانیان سپس مشخصات این افراد را به سازمان اطلاعاتی شوروی اطلاع داد.

گئورگ وارطانیان در سال ۱۹۸۶ به کشورش بازگشت و به کار خود با سازمان های اطلاعاتی شوروی تا سال ۱۹۹۲ یعنی یک سال پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ادامه داد.

گفته می شود گئورگ وارطانیان یکی از ۱۰۰ جاسوس بزرگ در جهان بوده است.

 

 

بیست و دوم اوت - پنج شنبه سی و یکم مرداد 1392 - رادیو صدای روسیه فارسی: 92/6/10 تاریخ هر تمدنی با رمز و رازهای بسیاری همراه است و روسیه نیز از این قاعده مستثنا نیست. تاریخ روسیه را می توان به یک پازل بزرگ شباهت داد. بخشی از آن با اسناد معتبر تعریف شده است و بخش دیگر با حدس و گمان پر شده است. در نهایت این حدس و گمانها نیز در خود اسراری را پنهان ساخته اند. این اسرار اغلب توسط کاوشگران تاریخ نقل شده اند. در برخی موارد، بعضی از حادثه ها به گونه های مختلف روایت می شوند که اغلب موجب سردرگمی شنوندگان و نسل های پس از آن می شود. ما در تلاش خواهیم بود تا به درست ترین نحو ممکن درباره ی اسرار و حوادث مرموز و غیر قابل توضیح تاریخ روسیه نتیجه گیری کنیم فیلم سینمایی "تهران 43" را می توان به عنوان یکی فیلم های محبوب و مشهور شوروی در دهه ی 80 میلادی به شمار آورد که در آن هنرپیشه هایی از شوروی و اروپا حضور داشته اند. این فیلم درباره ی چگونگی مهار توطئه ی ماموران ارتش آلمان بر علیه رهبران 3 قدرت جهانی در کنفرانس سال 1943 میلادی (1322 خورشیدی) توسط نیروهای اطلاعاتی-امنیتی شوروی است. در کنفرانس "تهران 43" ، وینستون چرچیل (نخست وزیر انگلیس)، ژوزف استالین (رهبر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی) و فرانکلین روزولت (رئیس جمهور ایالات متحده ی آمریکا) به گفتگو و مذاکره درباره ی تعیین استراتژیک نظامی بر علیه نیروهای ارتش آلمان و همدستان او پرداختند. در همین زمان بود که ارتش نازی روزبه روز شکست های بیشتری را متحمل می شد. ولی بویی از پایان جنگ به مشام نمی رسید و هیتلر نیز فرصت خوبی برای نابودی رهبران 3 قدرت و تغییر مسیر جنگ به نفع خود به دست آورده بود. در فیلم "تهران 43" تمامی سوژه های مهم برای مخاطب همچون ماجراجویی مخفیانه و جاسوسی، جست و گریز، اسلحه کشی و البته عشق نیز وجود دارد. با این تفاسیر، این تنها یک فیلم بوده است. حقیقت چه بوده است؟ سیستم جاسوسی و اطلاعاتی آلمان از طریق کدخوانی مدارک محرمانه ی نیروی دریایی ایالات متحده، از قرار ملاقات میان استالین، روزولت و چرچیل در تهران باخبر شد. بدین ترتیب به دستور مستقیم هیتلر، عملیاتی با نام "عملیات پرش بلند" برنامه ریزی شد. در این عملیات، گروهی از نیروهای مخرب هیتلر باید در روز تولد چرچیل در 30 نوامبر وارد تهران می شدند و رهبران این 3 کشور را ترور می کردند. در پاییز 1943 میلادی گروهی متشکل از 6 مامور ویژه ی آلمانی برای هدایت و کنترل شبکه ی اطلاعاتی نازی ها در ایران، وارد تهران شدند. ولی نیروهای شوروی از ورود این افراد و اهداف آنها باخبر شده و از تمامی توان خود برای یافتن این گروه استفاده نمودند. یافتن پایگاه دشمن در کلان شهر پرجمعیتی همچون تهران بنظر غیر ممکن می رسید ولی بلاخره انجام شد. بدین ترتیب تغیب این مامورین نازی آغاز شده و صحبت های آنها با برخی از مقامات ارتشی ایران و حتی مکالمات آنها با برلین نیز آشکار و رمزگشایی شد. مدتی بعد، اعضای جاسوسی نازی ها و همدستانشان بازداشت شده و عملیات "پرش بلند" نیز شکست خورد. رهبران شوروی، انگلیس و آمریکا جان خود را مدیون چه کسی هستند؟ پاسخ این سوال پس از مدتها کاوش و جستجو در مدارک محرمانه، درست چند سال پیش آشکار شد. معلوم شد که برنامه ریزی های دقیق فاشیست ها توسط گروهی از جوانان به رهبری جوانی 19 ساله با نام "گوورک وارتانیان" با شکست مواجه شد. پدر گوورک "آندری وارتانیان" مدیر یک کارگاه شیرنی پزی در تهران و همچنین از اعضای ثابت سرویس ویژه ی شوروی بوده است. گوورک در سن 16 سالگی پدرش را هم در زمینه ی تجاری و فروش و هم در زمینه ی آنالیز اطلاعاتی کمک می نمود. گوورک توانست با 7 تن از نزدیکان قابل اعتماد و دوستار شوروی، گروهی اطلاعاتی-امنیتی را برپا نماید. آنها هیچ گونه آموزش عملیاتی ندیده بوده و حرکات حرفه ای زیرکانه را به صورت خودکفا آموخته بودند. از سال 1940 میلادی، این گروه بسیاری از جاسوسان آلمانی ساکن تهران را از میان انبوهی از جمعیت این شهر در نظر داشتند. تمامی اعضای جوان این گروه با دوچرخه به نقاط مختلف حرکت می کردند و به همین دلیل نیز به لقب "سواره نظام های سبک" مشهور شدند. گروه سواره نظام های سبک در طول 2 سال، موفق به شناسایی نزدیک به 400 شهروند ایرانی شدند که به نحوی با ارتش هیتلر همکاری می کردند. این گروه به هر قیمتی باید اعضای نیروی مخرب هیتلر که خواستار ترور رهبران 3 کشور بودند را شناسایی می کرد. گوورک وارتانیان در رابطه با نحوه ی شناسایی این افراد می گوید: "ما هر روز 17 ساعت را در خیابان ها و به دنبال ماموران اطلاعاتی آلمانی سپری می کردیم و حرف های آنها از طریق بی سیم را نیز ثبت و ضبط می کردیم." پس از مدتها تلاش برای پیداکردن اعضای ماموران آلمانی، ویلای کوچکی در نزدیکی سفارتخانه های انگلیس و شوروی توجه گروه "سواره نظام های سبک" را به خود جلب کرد. مدتی بعد آنها موفق به شنود سخنان تلفنی صاحبان ویلا با برلین شدند. تاریخ به ما نشان داده است که پس از این واقعه چه اتفاقی افتاد. آقای گوورک وارتانیان تا سال 1951 میلای در ایران زندگی کرد و در همین مدت نیز با همسرش "گوهر" آشنا شد. از اواخر دهه ی 1950 میلادی، گوورک و گوهر وارتانیان به عنوان جاسوسان امنیتی مخفی و غیر رسمی شوروی، فعالیت خود را آغاز نمودند. آنها با نام های گوناگون برای انجام عملیات های مهم در دها کشور مختلف به نیمی از دنیا سفر کرده و هیچ کدام از عملیات آنها با شکست مواجه نشد. بعدها آقای وارتانیان اعتراف کرد که آنها عملیات هایی انجام دادند که با عملیات "تهران 43" قابل مقایسه بوده است. وی در دامه افزود که هنوز برای صحبت درباره ی آنها کمی زود است. سرانجام در سال 2007 میلادی، نام های اصلی گوهر و گوورک فاش شد. در همان سال بود که خانم "سلیا ساندیس" نوه ی ویستون چرچیل، نخست وزیر انگلیس با این 2 نفر ملاقات نمود. خانم سلیا سالها بود که آرزو داشت دستان کسی که روزی جان پدربزرگش را نجات داده بود را بفشارد. آقای گوورک از قهرمانان شوری، سرانجام در سال 2012 میلادی و در سن 88 سالگی چشم از جهان فروبست. به نظر می رسد که مدت زیادی نخواهد گذشت و شرح دیگر عملیات محرمانه و موفقیت آمیز این مامور اطلاعاتی معلوم خواهد شد. با این تفاسیر هنوزهم در پوشه ای با نام "به کلی سری"، مدارک و اطلاعات فوق محرمانه ای قرار دارند که بنظر می رسد هیچگاه فاش نشده و در جای خود باقی خواهند ماند.