جهل مضاعف ضد تورک های فاشیست

ابتدا گفتیم همین یک مطلب کافی است. چون در صورت ادامه درج چنین مطالبی می توانیم اتحاد ملی مان را خدشه پذیر نماییم. ولی متاسفانه دیدیم عده ای داشناک که از دولت ارمنستان تغذیه می کنند در صدد این هستند که با ارائه مسایل دروغی و پروپاگاندای فاشیستی میان هم وطنان ما جدایی بیافکنند و با استفاده از وضعیت موجود از آب گل آلود ماهی بگیرند. غافل از این که قرن هاست چنین افکار پلیدی محکوم به فنا شده ناد و تاریخ راه خود را می پیماید و به قول معروف: خدای تاریخ ارابه خود را از روی مردگان می کشد.

عده ای از دولتمردان و مسئولان نیز حساسیت ماجرا را درنیافته اند و غافل هستند که حماقت یک کاریکاتوریست و عده ای مزدور قلم به دست چه آشوب هایی به پا کرد و قلب هم میهنان ما را در آذربایجان جریحه دار ساخت.

در یکی از سایت های ارمنی که با مشخصات جعلی و با حمایت امریکا و اسرائیل و با نظارت مستقیم ارمنستان اشغالگر  برنامه ریزی می شود، نقشه ای از شخصی به نام برنارد لوئیس درج نموده است که گویا در مورد تجزیه ایران است.

این نقشه چند نقطه از ایران را تجزیه کرده است ولی سایت ارمنی فقط به قسمت شمالغرب حساسیت نشان داده است. چون فکر می کند اگر شخصی روی کاغذ آذربایجان را مستقل نماید ارمنستان در میان سه کشور ترک محاصره شده و از بین خواهد رفت. بنابراین عجولانه حرف هایی زده که باز نتوانستم ساکت بنشینم.

منتهی شخص آقای برنارد لوئیس ارمنستان را به کردستان فرضی بخشیده است . همچنان که قسمت غربی آذربایجان را نیز جرو کردستان نموده است. به همین جهت فکر کردیم دغدغه آقای ماسیس نه از جهت ایران که به دلیل حذف ارمنستان از روی نقشه جهان ، آن هم از سوی هم کیشان عزیزش بوده است. ولی نگرانی ماسیس بی جهت است چون در دنیا کمتر کسی است که اسم کشوری به نام ارمنستان به گوشش خورده باشد.

سایت مزبور در سالروز فاجعه 21 آذر که هزاران نفر بی گناه در تبریز توسط ایادی دژخیم پهلوی کشتار شدند، شادی کرده و اینک ادامه مطلب:

سایت سه مورد ذکر می کند که گویا گروه های پان ترکیست در آن سوی ارس مشغول به آن هستند. ما کاری به آن سه مورد نداریم . چون نویسنده مدرک ارائه نداده است و اینکه آیا واقعیت دارند یا نه نمی دانیم. ولی گفتن اینکه زبان فارسی؛ زبان هویتی و ملی  عامل اتحاد همه اقوام ملت ایران است اشتباه تاریخی است که از زمان رضا خان باعث ایجاد تفرقه و جدایی بین اقوام شده است. همچنین در بند سوم از نژاد ایرانی و غیر ایرانی صحبت به میان آمده است. حرفی که تاکنون در هیچ منبع علمی نوشته نشده است. آیا در دنیا نژاد ایرانی داریم؟ ما نژادمان ترک ( آذربایجان، ترکمن ها و سایر ترک زبانان ) است. برخی هندی ـ اروپایی (فارس زبانان و کردها و ...) ، برخی  عرب و برخی از نژادهای دیگر. ولی در داخل مرزی به نام ایران تحت عنوان جمعیت ایران هزاران سال است که با هم و در کنار هم با یک دین مشترک زندگی می کنیم. چرا عده ای می خواهند شائبه جدایی ایجاد کنند؟

در سایت ارمنی جهار مورد ادعای دولت آذربایجان نیز داده شده است. این نیز زیرکانه است. کسانی که با دولت آذربایجان در حالت جنگی هستند، از طرف آن دولت ادعا مطرح می کنند. اینکه معاهده گلستان اله هست و بله هست و دولت آذربایجان می خواهد آذربایجان ها را متحد کند.

نویسنده ارمنی باید توسط مقامات امنیتی تحت تعقیب قرار گیرد تا مشخص شود که دولت مورد معامله تجاری و همسایه ما که مناسبت های خوبی هم با ما دارد چرا مورد اتهام قرار گرفته است؟

نویسنده ارمنی با تاریخ هم مشکل دارد. ایشان می گوید در گذشته کشور بزرگی به نام آذربایجان وجود نداشته است ولی آیا کشوری بع نام ارمنستان وجود داشته است؟

ایشان حتی به کتاب هایی اشاره می کند که نامشان را نداده است ولی از قول آن ها می گوید: « با مروری بر کتاب های معتبر و بین المللی تاریخی گذشته و حال( البته غیر روسی و غیر مغرضانه) می توان دریافت آن چه تبلیغات دولت باکو و گروه های تجزیه طلب ضد ایرانی ( به اصطلاح هویت خواه) بر آن استوار است صرفا اوهامی است که به منظور تحریف اندیشه ملی شیعیان آن سوی ارس ترویج می گردد....»

حالا ما نمی دانیم منظور ایشان چیست. چون مغلطه کرده است. ایشان دغدغه تاریخ را دارند یا دغدغه تشیع را یا چیز دیگری را؟

ایشان فقط کتاب هایی را قبول دارند که در جهت اهداف ارامنه تالیف شده باشد و مورخان بی طرف روسی و نویسندگاه ترک و با غرض! را قبول ندارند.

ایشان فکر می کنند نظامی و خاقانی ترک نبوده اند. اگر آن ها ترک باشند ، ایشان ناراحت می شوند.

در مورد حدود و مرز آذربایجان هم بخشی را اختصاص داده ام که خواهم نوشت و کل منابع دروغی و آیه های مقدس ایرج افشارشان را هم زیر سئوال خواهم برد. اینکه اران بخش کوچکی از سرزمین آذربایجان بوده ( مقل قره داغ و قره باغ اشغالی) نیز خواهم گفت .به همین دلیل ابتدا در مورد مسایل عمومی تر بحث می کنم.

ایشان راپرتی را به جای سند ارائه داده اند که در زمان رضا شاه که از بین برنده هویت ایرانی ایرانیان به نفع نژادپرستی بود از طرف کنسولگری ایران در  ایروان داده شده است که در آن زمان به عنوان دروغگو معروف بوده است و گزارشات نامبرده از بیخ و بن ساختگی بودند.

نامبرده 5 مورد ارائه داده اند که تمایلات مردم آن سوی ارس را به این سوی ارس نشان می دهد.

4 مورد اول دلیلش تجاوزات و قتل عام ها و نسل کشی مسلمانان توسط ارامنه کمونیست شده و داشناک با حمایت روس ها بود. چرا که ارمنیان قبل از همه قفقاز کمونیست شده بودند. و مورد پنجم  نیز مربوط به همان علایق و عشق مردم دو سوی ارس به هم بوده است مساله ای که هیچ یک از ارمنیان داشناک دشمن آذربایجان نمی توانند آن را از بین ببرند. مسلمانان و به ویژه شیعیان در همه جای دنیا خود را برادر هم می دانند.

وقتی هم بعد از فروپاشی شوروی مردم به مرزها سرازیر شدند، دلیلش ملت واحد بودن همین مردم است که در اثر نالایقی حاکمان تهران در آن زمان از هم جدا شدند. و نویسنده مزبور که در سطرهای پیشین در صدد القای این مطلب بود که دو سوی ارس جدا از هم هستند، حالا خود اعتراف کرده است که نه بابا، من غلط کردم. این ها از یک رگ و ریشه اند.